مقام معظم رهبری می فرمایند:

۱- سرمایه‌گذاری انسانی:

انتخابات سرمایه‏گذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل این‌که شما سرمایه‏ى سنگین و عظیمى را در بانک می‌گذارید، بانک با آن کار می‌کند و شما از سودش استفاده می‌کنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایه‏گذارى عظیمى را می‌کند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام می‌دهد و سود آن را می‌برد.

۲- ثمره مردم‌سالاری دینی:

انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایه‏ى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایه‏ها، انتخابات است. مردم‏سالارى دینى با حرف نمی‌شود؛ مردم‏سالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‏ى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت می‌گیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست.

این مردم‏سالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. این‌که شما توانسته‏اید در طول این سى‌سال از نهیب ابرقدرت‌ها نترسید، این‌که ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربه‏ى اساسى به شما بزنند، این‌که جوانان کشور در ورود به میدان‌هاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان می‌دهند، ناشى از مردم‏سالارى دینى است.

3-بهانه‌های بنی‌اسراییلی!

بنده معتقدم که در این انتخابات، ملت باید به عنوان یک تکلیف و یک حق شرکت کند… دشمنان ما مى‌خواهند اصلاً انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براى این‌که بتوانند شاهدى بیاورند که در ایران مردم‌سالارى و دمکراسى نیست. وقتى ما انتخابات برگزار مى‌کنیم، حربه‌ى آنها گم مى‌شود. بنابراین اولین خواسته‌هاى آن‌ها برگزار نشدن انتخابات است… گام دوم این است که اگر نتوانستند، انتخابات را متهم کنند. خواهند گفت در انتخابات تقلب شده؛ خواهند گفت انتخابات تبعیض‌آمیز است؛ خواهند گفت چرا فلانى رد صلاحیت شد… آن‌جایى هم که رد صلاحیت نیست، باز همین حرف‌ها را مى‌گویند. در انتخابات دور دوم شوراها مطلقاً رد صلاحیت نبود. همان آدم‌هایى که واقعاً به نظام عقیده‌یى ندارند، آمدند در انتخابات شرکت کردند و به‌خاطر بى‌اعتنایى مردم رأى هم نیاوردند؛ اما باز هم حرف مى‌زنند! به‌هرحال این‌ها انتخابات را زیر سؤال مى‌برند. دشمن با یک انتخابات موفق، سراسرى و پُرشور مخالف است.

4- مسابقه خدمت:

انتخابات در کشور ما باید مسابقه‌اى براى خدمت باشد، نه مسابقه‌اى براى کسب قدرت. انتخابات اسلامى این‌گونه است.

5-ساده‌زیستِ دردآشنا!

 

من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمی‌کنم؛ اما شاخص‌هایى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافی‌گرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافی‌گرى و تجمل‏پرستى است…

 

 

6-یا دین یا مردم‌سالاری!

اگر کسى سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسى را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته آن‌ها خوشحال خواهند شد و حرفى هم ندارند؛ اما اگر کسى آمد که احساس کردند به انقلاب و اسلام و منافع ملى پایبند است و به مبارزه‌ى با دشمنان بین‌المللى و تسلیم نشوى در مقابل زورگویى‌هاى آن‌ها معتقد است، خواهند گفت مردم‌سالارى وجود ندارد؛ اگر شخص متدین باشد، بیشتر هم خواهند گفت. آن‌ها معتقدند که مردم‌سالارى، مردم‌سالارىِ سکولاریزه شده است؛ باید حتماً از دین جدا شود تا اسمش را مردم‌سالارى بگذارند.

7-اصول‌گرای اصلاح‌طلب:

بنده دعواى اصلاح‌طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم‌بندى را غلط مى‌دانم. نقطه‌ى مقابل اصولگرا، اصلاح‌طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح‌طلب، اصولگرا نیست. نقطه‌ى مقابل اصولگرا، آدم بى‌اصول و لاابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. یک روز منافع او یا فضاى عمومى ایجاب مى‌کند که بشدت ضد سرمایه‌گذارى و سرمایه‌دارى حرکت کند، یک روز هم منافع‌اش یا فضا ایجاب مى‌کند که طرفدار سرسخت سرمایه‌دارى شود؛ حتّى به شکل وابسته و نابابش! نقطه‌ى مقابل اصلاح‌طلبى، افساد است. بنده معتقد به اصولگراى اصلاح‌طلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روش‌ها به صورت روزبه‌روز و نوبه‌نو

8- حرف‌های بدون امتیاز:

جوان‌هاى ما، اهل فکر ما، اهل فرهنگ ما تأمل کنند؛ مسئولین کشور به سمت سیاست‌هاى اسلامى حرکت کنند. اینى که یا مسئولان ما، یا در دوره‏هاى انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه دیگران حرف‌هاى غربى‏ها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمی‌شود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوییم که غرب مى‏پسندد. این‌ها کسانى‏اند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند.

 

منبع: دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

 

 

 

 

 

کانون تحلیل وبررسی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور مرکز بافق

 

 

 

 

 

 

 

 

-